ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

43

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

كرد اما بعد او را به مقام اعتماد الدولهء خود برگماشت . مقامات مهم ديگر دربارش به قرار زير بودند ، محمد جعفرخان / قوللر آغاسى باشى + سپهسالار محمد حسين‌خان / ايشك آغاسى باشى عنايت‌خان / تفنگچى باشى حسنعلىخان / قورچى باشى محمد مؤمن‌خان / ناظر بيوتات افزون بر آن درباريان بسيار ديگرى نيز داشت ، كوتاه سخن اينكه او را دربارى تمام عيار بود بامنشيان و قاپوچيان و ديگر تجملات . شاهبندر پيشين گمبرون ميرزا زاهد على در شغل خود ابقا شد و شيخ راشد باسعيدى « 13 » ، نايب او گرديد . اما شايع بود كه افغانان در قلعهء لار سر از تن ميرزا زاهد على جدا كرده‌اند . در دهم ماه فوريه سال 1726 دو روز پيش از اعلان عمومى نامه‌اى « 14 » از سوى مير مرتضى خفاف « 15 » ايلچى پيشين ايرانى همراه با اسنادى كه براى اعتماد الدولهء دربار كرمان فرستاده شده بود به دست اتلام رسيد . در اين نامه پيشنهاد شده بود كه شركت هلند در دربار كرمان براى خود جاى پائى دست و پا كند . شوراى شركت بر آن شد كه اين مرسوله را پنهانى به كرمان فرستد و در همانزمان نامه‌اى براى شاه و وزيرانش فرستاده از آنان بخواهد كه نسبت به شركت هلند توجه كنند . در رقم‌هائى كه در 24 فوريه 1726 به اتلام رسيد ذكرى از امتيازات شركت هلند ( واك ) و حقوق انگليس كه نيمى از درآمد گمركات گمبرون را دريافت مىكرد

--> ( 13 ) - شيخ راشد رئيس باسعيدى تا زمان مرگش كه در اكتبر 1736 اتفاق افتاد در جزيرهء قشم نقش مهمى را در امور محلى ايفا مىكرد . ( 14 ) - در پشت نامه نقش سياهرنگ مهر ولى محمدخان شاملو پديدار بود . با اين متن لا إله الا اللّه . زندهء عدل و داد شاه چاكر ولى محمد ( واك ، 205 - 269 برگ ) . ( 15 ) - مير مرتضى خفاف در سال 1712 ايلچى ايران در هند بود ، رك : رياض الاسلام ، روابط هند - ايران ، تهران ، 1970 ص 137 .